مرتضى راوندى

304

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )

يكى از مشخصات ادبى عهد مغول ساده‌نويسى و پرهيز از القاب است ، در كتاب جهانگشاى جوينى نيز به اين موضوع اشاره شده است : « . . . ابواب تكلف . . . بسته گردانيدند ، هركس كه بر تخت خانى نشيند يك اسم در افزايند « خان » ياقاآن و بس . . . ميان سلطان و عامى فرق ننهند و مخ و مقصود سخن نويسند و زوائد القاب و عبارات را منكر باشند . » چنگيز يكى از منشيان خود را كه از دستور او عدول كرده و به عادت منشيان ايران ، عبارت‌پردازى كرده بود سياست كرد و بياسا رسانيد . كتب و آثار تاريخى در اين دوره به‌علت توجهى كه قوم مغول به بقاى نام خود داشتند ، تاريخ‌نويسى بسيار مورد توجه قرار گرفت . در كتاب منهاج سراج مىنويسد كه روزى چنگيز خان خطاب به قاضى وحيد الدين گفت : نام بزرگى از من در جهان باقى خواهد ماند ؟ قاضى پس از شنيدن اين جمله از چنگيز به جان امان خواست و گفت : « نام جايى باقى بماند كه خلق باشد » چون بندگان خان جمله خلايق را بكشند نام چگونه بماند . از اين جمله پيداست كه چنگيز و بازماندگان او با همه سبعيتها و درنده‌خوئيهايى كه از خود نشان دادند به تاريخ و بقاى نام ننگين خود توجه داشتند و به همين علت مورخان بزرگى نظير عطاملك جوينى و خواجه رشيد الدين فضل إله و حمد إله مستوفى وصّاف و قاضى بيضاوى و بناكتى و هند و شاه و غيره در اين عصر ظهور كردند . خواجه رشيد الدين فضل الله وزير دانشمند ايرانى كه با تنظيم تاريخ عمومى به نام جامع التواريخ خدمت بزرگى به فرهنگ بشرى كرده است ؛ چون به ماهيت رژيم فئودالى و عدم ثبات اوضاع اجتماعى آن دوران كاملا واقف بود براى حفظ آثار خود تدابيرى انديشيده است . مساعى رشيد الدين فضل الله در راه حفظ آثار خود : « براون » در تاريخ ادبيات خود از قول كاترمز ، مساعى رشيد الدين را در راه حفظ كتب و آثار خود بدين‌نحو خلاصه مىكند : « اولا مقرر فرمود كه چند نسخه از مؤلفات او براى دوستان و آشنايان و همچنين علما و دانشمندان استنساخ شده به ايشان عاريه داده شود و آنها مجاز باشند كه از روى آن استنساخ كنند ، ثانيا امر كرد كه ترجمه‌هاى عربى كتب فارسى او و ترجمه‌هاى فارسى همه مولفات عربى وى را مهيا ساخته و از هردو ، نسخ متعدد نگاشتند . و براى مطالعه يا استنساخ هركس از اهل علم كه مايل و طالب باشد در كتابخانه مسجد محله‌يى كه به‌نام